جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1646
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
نزد زياد آمدند ، وى حاضر نشد كه عرب مسلمان قصاص شود ، بلكه تنها به پرداخت « ديه » اكتفا كرد . بازماندگان مقتول زير بار نرفتند و حاضر نشدند ديه را دريافت كنند و گفتند : ما شنيدهايم كه اسلام بين همه مردم برادرى برقرار كرده و عرب را بر غير عرب برترى نداده است . حجربن عدى كه مسلمانى راستگو و مؤمن و معتقد به فرمايشهاى رسول خدا ( ص ) بود كه مىفرمود : « تمام مردم خاندان خدا هستند » و « انسان خواه ناخواه برادر انسان است » و « عرب هيچگونه برترى ، بر عجم ندارد مگر به پرهيزگارى » و چون حجر ، همچنان به ضرورت اجراى عدالت ايمان داشت كه على ( ع ) در راه آن به شهادت رسيده بود و آن را قانون و خطمشى زندگى خصوصى و اجتماعى خود قرار داده بود . اين روش قضاوت ( زياد ) را سخت مورد حمله قراردادو آنقدر ناراحت شد كه نتوانست خود را كنترل كند و گفت : بايد مسلمان و غيرمسلمان در اجراى حكم مساوى باشند ، زيرا هر دو از خانوادهء خدا هستند . اكثر شيعيان به يارى حجر شتافتند و آماده انقلاب گرديدند ، تا بتوانند عدالت را به نفع تمامى انسانها و مطابق حقايق اسلام و دستورات پيامبر ( ص ) و امام اجرا نمايند . زياد و ياران او از برپايى اين انقلاب به وحشت افتادند ؛ وى از روى ناچارى دستور داد كه قاتل را به قصاص برسانند . سپس نامهاى به معاويه نوشت و از حجر و همدستانش - كه از ياران على ( ع ) بودند - شكايت كرد . معاويه نوشت درصدد باش و صبر كن تا بهانهاى عليه او و دوستانش پيدا كنى . داستان حجر و ياران او در مبارزه با زيادبن ابيه و هشدار به او و